مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : چهارشنبه 28 آذر ماه سال 1386 در ساعت 12:31 PM
نویسنده : دکتر محمود کفعمی
عنوان : ابی و  آرش

سلام دوستان عزیز امروز می خواهم یک متن و چند تا عکس از ابی و آرش برای شما دستان عزیز بزارم عزیزان همانطور که در جریان هستید ابی یکی از اهنگ های قدمی اش را با ارش اجرا کرده و در حال حاظر سخن ارش رو برای شما می گذارم تا بیشتر در مورد کار ابی و آرش آشنا شوید

 

آرش : راستش من تو خواننده های ایرانی ابی رو از همه بیشتر دوست دارم. هم صدای بی نظیرشو و از اون مهمتر، اخلاق خوب و شخصیت نازنینش هست. ابی واقعا انسان نازنینیه، تعارفم نمی کنم، اون واقعا آدم خوبیه که من ازش یاد می گیرم و همیشه باهاش در تماسم. بهش زنگ می زنم و گاهی به خونه ش می رم. ابی واقعا الگوی هنری منه .

اما در مورد آشنایی، ابی رو اولین بار در آمریکا دیدم و باهاشون آشنا شدم. بعدا توی سوئد فرصت وشانسی پیش اومد و ایشون رو دعوت کردم تا تنظیم های منو بشنوند. همون شب به سرم زد که از ابی جان در مورد ریمیکس یه ترانه ی قدیمی ایشون که خیلی دوستش داشتم، یعنی "بگو ای یار" سوال کنم. راستش خجالت کشیدم که موضوع رو مستقیم به ابی بگم. واسه همین رفتم سراغ مهشید جان و موضوع رو به ایشون گفتم . ایشون هم گفتن که چرا با خود ابی جان صحبت نمی کنید. برای همین من موضوع رو با ابی درمیان گذاشتم و ایشون هم با کمال میل پذیرفتن. جالبه که همون شب این ترانه رو به صورت تمرینی ضبط کردیم و باورتون نمیشه که همون اجرای تمرینی توی کاست اصلی قرار گرفت و منتشر شد.

من و دوستان توی سوئد یه گروه بودیم که با هم کار می کردیم. من اون زمان بیشتر کار تنظیم و آهنگسازی فیلم و ترانه برای دیگران رو انجام می دادم. به همین دلیل تو جایی که بگو ای یار رو ضبط می کردیم، تعدادی از این دوستان سوئدی بودند. باورتون نمیشه که وقتی ابی جان شروع به خوندن کرد، این ساختمون کوچیک دفتر ما از صداش می لرزید. تا شروع کرد، همه ی همکاران و دوستان توی این ساختمون، جمع شدن تو اتاق و هاج و واج مونده بودن که این صدا مال کی هست. بالاخره ما هم اونجا حسابی خودمونو گرفتیم و به همه گفتیم که ما هم از این صداها داریم !

 پویان : آرش جان قصد همکاری دوباره با ابی جان رو دارید ؟ در این زمینه صحبت هایی شده ؟

 آرش : آره صحبت هایی برای کارهای آینده شده، که فکر می کنم کارهای بزرگ و متفاوتی باشه. اما فعلا بهتره تا زمانی که تصمیمامون قطعی نشده چیزی در موردش نگم و شما و باقی دوستداران ابی رو بعدا سورپرایز کنیم



زمان ثبت : سه شنبه 27 آذر ماه سال 1386 در ساعت 9:30 PM
نویسنده : دکتر محمود کفعمی     موضوع : درباره اقای صدا ابی
عنوان : مصاحبه با آقای صدا ، ابی

با عرض سلام به همه ابی لاور های عزیز

 

مصاحبه با آقای صدا ، ابی

 

مصاحبه گر : پویان مقدسی

 

پویان : فکر می کنم برای من و تمامی یاران وبلاگ و وب سایت ابی هوم پیج ، امشب یه شب ماندگار و به یاد ماندنی باشه . چون امشب در کنار کسی هستیم که تمام سال های جوانی و نوجوانی مون تا امروز با صداش پر شده و به راستی با صدای رسا و جاودانه ش زندگی کردیم .

امشب ابی نازنین با ماست ، هنرمندی که بدون اغراق ، امروز یکی از پرطرفدارترین و محبوبترین هنرمندان ایرانی در تمام عرصه های هنری ست . ابی امروز همه جا هست ، از تهران تا لندن ، از لندن تا لوس آنجلس ، از برلین تا دورافتاده ترین روستاهای ایران در کردستان و آذربایجان . نام ابی روی دیوارهای گلی روستاها و دیوارهای سنگی شهرها نقش بسته . ابی با صداش و با تعهدش به مردم و شنونده هاش و انسانیتش ، تو قلب پیر و جوان و کودک و بزرگسال جاگرفته .

ابی جان ممنونیم که امشب ، این افتخار رو به ما دادی و به جمع کوچک اما صمیمی ما اومدی.

 ابی :   سلام ، قربون شکل ماهِ همتون . ابی هستم و امیدوارم حال همه خوب باشه . اینو در نظر داشته باشید که من بسیار بسیار در مورد کامپیوتر ناشی ام و اگه یه وقت قطع و وصلی میشه به حساب ناشیگری من بذاریدو به خوبی خودتون ببخشید .

 

پویان : ابی جان ممنون از حضورت در اینجا . اول از همه می خوام به نمایندگی از همه ی دوستان به خاطر انتشار آلبوم زیبا و شنیدنی " حسرت پرواز" از شما تشکر کنم .

 پویان : ابی عزیز ، کارنامه ی سی و چند ساله ی خودتون رو چطور ارزیابی می کنید ؟ آیا به همه ی آثار اجرا شده اعتقاد کامل داری ؟ به هر حال این کارنامه از اوان جوانی تا امروز که در اوج پختگی هستید شکل گرفته ، فکر می کنید انتخاب هاتون کاملا درست بوده ؟

 ابی : حتما مورد تائید بوده ، اما همه ی آدمها بعضی وقتا اشتباهات کوچیک یا بزرگی رو انجام می دن که به نظر من اون اشتباهات لازمه . من کارهایی رو خوندم که بعد از خوندنش پشیمون شدم ، تعدادش خوشبختانه زیاد نیست . از نظر کارنامه ی کاری من ، شکر خدا تا الان که در خدمت شما هستم ، کارنامه ی نسبتا خوبی بوده . به طبع به دلیل تجربه ای که در طول سال ها به دست آوردم ، کارها در مقایسه با گذشته تغییراتی می بایست بکنه ، ولی همونطور که گفتم کارنامه ی بدی نیست و خوشحالم که این سی و هفت ، هشت سال تونستم خودم رو سرپا نگه دارم و دوستان و خودم رو خوشحال . به هر حال کارنامه ی هنری خود صاحب کار رو ، خودش نمی تونه با قاطعیت تایید بکنه ، اما امیدوارم این کارنامه از نظر شنوندگان صدای من ، کارنامه ی خوبی باشه .

 

پویان : ابی جان چه طور با کلام یک ترانه برخورد می کنی ، که در هنگام خوندن ، این قدر زیبا و درست واژه ها رو بیان می کنی و این قدر به حس واقعی کلام نزدیک میشی ؟

 

ابی : بسیار ممنونم از حسن نظرتون ، خیلی متشکرم . مسئله ی ترانه همیشه برای من از زمانی که شروع به کار کردم خیلی مهم بوده . باز برمی گردیم به مسائل تجربی . زمانی که من بیست سالم بود ، تقریبا کار رو شروع کردم و از همون لحظه هم خیلی خیلی به ترانه ها اهمیت می دادم . ترجیح می دادم نخونم ، تا ترانه ای رو که بتونم خودم درکش بکنم و بتونم باهاش یک عشق ورزی داشته باشم پیدا کنم . و خوشبختانه آشنایی من با ایرج به این مسئله بسیار کمک کرد که من واژه رو اول بشناسم و احساس هر واژه ای رو یواش یواش در ضمن کار کردن به دست بیارم . این کار ، می تونم بگم کار ساده ای نیست ، یک تبادل احساس هست بین خواننده و کلامی که داره می خونه .

به هر حال همونطور که گفتم ایرج خیلی به من کمک کرد که واژه رو بشناسم و بتونم شناسایی خوبی از واژه داشته باشم . از نظر احساسی ، دیگه بر می گرده به درون خودم که مثلا من چقدر با این ترانه در ارتباط هستم . معمولا ترانه ای رو که انتخاب می کنم برای خوندن ، 99 درصدش با زندگی خودم و اطرافیانم و چیزهایی که در دور و ورم می گذره ، ارتباط پیدا می کنه . ولی به هر حال فهم و درک هر ترانه ای هم برای خودش یک جای به خصوصی داره که به موقعش ، وقتی یک مقداری با این ترانه زندگی می کنی ، بعد از این زندگی بیشتر باهاش آشنا می شی و زمان اجرا ، زمانی هست که دیگه شما ، تمام واژه ها براتون شکل گرفتن ، براتون جون گرفتن ، براتون زیبایی خودشون رو پیدا کردن ، یا اگر مثلا واژه ای باشه که نیاز به خشونتی داشته باشه برای اجرا ، خشونت خودش رو پیدا کرده . به هر حال خوشحالم که تونستم تو این چند سال گذشته در خوندن ترانه ی نوین نقشی داشته باشم . همونطوری که شما گفتید ، بسیاری از آهنگ هایی که الان می شنویم ، خیلی هاش که فاقد ترانه هست و اسمش رو واقعا ترانه نمی شه گذاشت ، ولی من تمام سعی ام رو کردم و می کنم که در خارج از ایران بتونم این وظیفه ای رو که به دوشم هست تا اونجا که بتونم انجام بدم . من اکثر ترانه هایی رو که اجرا می کنم ، بیشتر برای ایرانیان درون کشور هست ، برای اینکه احساس می کنم ، این دوستان از نظر درایت و هوش و فهم و درک ترانه ، به مراتب بیشتر از دوستانی هستند که در خارج از ایران زندگی می کنند .

 

پویان : در آلبوم حسرت پرواز ما با 4 ترانه ی اجتماعی ، اعتراضی رو به رو شدیم ، که ترکیب آنها از نظر من بیانگر مشکلات عمده ی ایران و حتی جهان بود . بگو آره ، بگو نه – پروانه ای در مشت ، بانوی خاوری و من اگه خدا بودم . هدف شما از انتخاب این آثار چی بود و چه احساسی دارید از اجرای این کارها ؟ 

ابی : بسیار خوشحالم که این 4 ترانه در این آلبوم مورد توجه جوانان قرار گرفته .

حتما به ترانه ی بگو آره ، بگو نه دقت کردید ، صحبت در مورد رهایی و آزادیست که این آزادی و رهایی برای همه ی دنیا ست . به هر حال رهایی شیرین ترین زمانش ، وقتی هست که در تمام دنیا وجود داشته باشه .

به رهایی بگو آره ، بگو آره که جهان زیبا شه .

 

بانوی خاوری . فکر می کنم دیر یا زود کسی باید در مورد این مسائل خانم های ایرانی ، ظلم و اجحافی که در حق خانوم های ایرانی میشه ، لااقل یک مرد باید صحبت می کرد ، و این مرد باید بدونه که خودش یکی از عوامل این خفقان و محدودیت هست و خود مرد یکی از ارگان هایی ست که این کار رو انجام می ده . من این آهنگ رو به این دلیل خوندم که به صورت یک مردی که با همسر و مونسش در طول تاریخ درست رفتار نکرده و الان وقتشه که عادات و اخلاق و هویت و شخصیش رو تغییر بده ، نسبت به خانم ها . برای همین این آهنگ رو انتخاب کردم و خوندم . البته در این کار مهشید خانم هم خیلی خیلی سهیم بود و خیلی من رو تشویق که چه عرض کنم ، در تمام طول ضبط این کار منو همراهی می کرد .

 من اگرخدا بودم . امیدوارم یه وقت این موضوع پیش نیاد که من به خداوند احترامی نمی گذارم . خداوند در زندگی همه ی ما نقش بسیار ، بسیار ، بسیار ، بسیار بزرگی ایفا می کنه و علاقه مندی به خداوند باعث تزکیه ی روح میشه . ولی به قول انیشتین که می گفت : " من اون خدایی رو می پرستم که خالق گردش این کائنات است" ، منم خدایی رو دوست دارم که مخالف ظلمه ، خدایی رو دوست دارم که مخالف تبعیضه ، خدایی رو می پرستم که مهربانه . در واقع می تونم بگم در مورد کسانی این آهنگ رو من خوندم که خودشون رو به جای خدا جا زدند . یا مردم این حق رو به اون ها دادن که خودشون رو به صورت خداوند با تمام قدرت هاش نشون بدن . این آهنگ رو من خودم بینهایت دوست دارم ، بینهایت باهاش زندگی می کنم . 

پروانه ای در مشت . این آهنگ برای خودم در این آلبوم یک جای به خصوصی داره . این ترانه بیانگر مشکلات عمده ی آدم هاییست که از وطنشون دورند ، اکثرا هم به نظر می رسه خوشحال نیستند . گم کردگی راه ، سکوت راه ، تاریکی راه ، سکونی که در این راه هست . تمام این مسائل باعث شد که این ترانه که یر روی نمایشنامه ای از ایرج عزیز بود ، از اول از زمانی که این تئاتر اجرا می شد روی من اثر خاصی بذاره . من این شعر رو بسیار دوست می داشتم . ولی متاسفانه کسی رو پیدا نکردم که بتونه ملودی ای روی این کار بگذاره ، اونجوری که من دلم می خواست و من می تونستم اجرا بکنم این ترانه رو . که خوشبختانه این شانس رو شوبرت عزیز به من داد و این آهنگ رو به اتفاق کار کردیم . این اولین کاری بود در آلبوم " حسرت پرواز" که من شروع کردم با شوبرت . بینهایت این آهنگ رو دوست دارم ، شاید این آهنگ سوگلی دوم آهنگ های من باشه .

 در ضمن می خوام درباره ی زویا زاکاریان و کارهای قشنگش ، کمی صحبت بکنم و تشکر بکنم از این شاعره ی بسیار بسیار خوبمون . من شانس همکاری با ایشون رو زیاد نداشتم . من تنها دو تا کار از ایشون خونده بودم ، ولی بسیار خوشحالم که یک همکاری مجدد با این بانوی عزیز داشتم و امیدوارم که کارهای قشنگی رو در آینده با ایشون داشته باشم .

در مورد شوبرت هم باید بگم ، شوبرت بینهایت همکاری زیبا و صمیمانه ای با من داشت ، بسیار بسیار زیبا کار کرد . به احتمال زیاد در آلبوم بعدی هم از شوبرت یکی ، دو تا کار خواهم داشت .

پویان : همکاری با ایرج جنتی عطایی ، ترانه سرایی که به راستی در هر اثرش یک جهان تازه رو به مخاطبش معرفی می کنه ، چقدر سخته و در عین حال چقدر لذتبخش هست ؟ احساستون در مورد ایرج و کارهایی که از ایشون خوندید و قرار هست که بخونید چی هست ؟ 

ابی : در مورد ایرج ، هرآنچه که بخوایم بگیم در موردش ، کم گفتیم . ایرج اسطوره ی ترانه ی نوین ایران هست ، این حرف از صمیم قلب هست . من سال هاست در مورد ایرج حرف می زنم . ایرج واژه هاش به غیر از زیبایی ، همیشه بسیار نو هم هست ، موضوعاتی که در موردش شعر و ترانه می گه ، موضوعات بکری هستن . عاشقانه اگر میگه ، عاشقانه ایست که شما نظیرش رو جایی ، از ترانه سرای دیگه ای نشنیدید . اگر اعتراضی میگه ، اعتراضشم شاعرانه هست . به قول خودش میگه : " شعر اعتراضی جنبه ی شعار نباید بگیره ، چون اون موقع میشه شعار " .

ایرج واقعا در کارنامه ی کاری من نقش بینهایت ، بینهایت بزرگی رو ایفا کرده . همونجور که گفتم ، واقعا من می تونم بگم ، استخون بندی من برای شناخت ترانه ، از ایرج آغاز شد . این شانس رو داشتم که با ایرج شروع بکنم و هنوز که هنوزه این شانس رو دارم که باهاش کار بکنم . ایرج برای من معلم بسیار بسیار خوبی بوده و هست . ایرج ، هنوز من ازش یاد می گیرم که چگونه می تونم با واژه هاش یک عشق ورزی زیبا و خوب داشته باشم . بنابراین اگه بخوام در مورد ایرج صحبت بکنیم ، واقعا سه ، چهار ساعت هم ، شاید وقت کمی باشه .

شخص دیگری که باید از ایشون تشکر بکنم ، که ایشون هم در استخون بندی کار من بسیار تاثیرگذار بودن ، آقای بابک بیات هست . من با این دو شخص ، موسیقی رو شناختم ، آهنگ رو شناختم ، شعر رو شناختم . آقای بیات ، بسیار مدیونش هستم . در آلبوم بعدی با ایرج جان و آقای بابک این شانس رو دارم که دوباره کار بکنم .

ترانه ها حاضر هست ، آهنگ ها هم حاضر هست و ان شاالله کار آرانژمانش رو به زودی آغاز می کنیم که یه مقدارش رو شوبرت جان قراره انجام بده و یک مقداری رو خود آقای بیات . سعی می کنم برای آلبوم بعدی یه کمی تعداد آهنگ ها رو زیادتر بکنم ، شاید ده تا دوازده تا آهنگ ، تا بتونم از کارهای شوبرت هم در اون آلبوم داشته باشم و از کارهای آقای بیات بیشتر ، چون سالیان ساله ، من این شانس رو نداشتم از بابک جان ترانه ای رو بخونم . البته ایشون در طی این سالها ، همیشه ترانه هایی که در طول سال های گذشته ساخته ، این قدر لطف داشته به من ، محبت داشته به من ، که اون آهنگ ها رو هنوز برای من نگه داشته .

ان شاالله تا دو ، سه ماه آینده شروع می کنیم به ضبط و کارهای دیگه اش .

در ضمن این آلبوم ، آلبوم آخر نخواهد بود ، آلبوم ما قبل آخر هم نخواهد بود ، برای اینکه من ، اون زمان که صحبت کردم برای بازنشستگی ، بازنشستگی از نخوندن آهنگ نیست که به صورت سی دی بیاد بیرون . بیشتر نخوندن برای برنامه های کنسرت هست ، که تعدادش بسیار بسیار کم خواهد شد . ولی تا زمانی که این نفس یاری بده ، از خوندن ترانه و دادن سی دی جدید نه تنها خودداری نمی کنم ، بلکه به قول معروف با سر و کله خواهم خوند .    

 

پویان : ابی جان ، نقش مهشید خانوم ، همسرتون رو در موفقیت های چند سال اخیرتون تا چه اندازه می دونید ؟ ما شاهدیم که ایشون پا به پای شما در ضبط آلبوم ها و کنسرت ها حضور دارند . این حضور چقدر در کیفیت کارهاتون موثر بوده و هست ؟

 در کنار یک مرد موفق ، همیشه یک خانم وجود داره . بله کاملا درست می گید ، مهشید جون در تمام  مسائل کاری من ، هم خوش سلیقه هست و هم نظرات بسیار خوبی می ده . انتخاب ترانه رو به اتفاق با هم دیگه انجام می دیم . مهشید جان همیشه هست و حضور داره و همیشه حضورش به من بسیار کمک می کنه . گاه گداری ایراداتی هست در کار من که شاید خودم متوجهش نمی شم و ایشون بسیار خوب و دقیق اونها رو یادآوری می کنه به من . به هر حال اجازه بدید من اینجا ، از مهشید عزیزم تشکر بکنم ، برای تمام این کمک هایی که در طول سال های گذشته به من کردن . خوشبختانه هم خودم و هم شما دوستان عزیز شاهد هستید که در چند سال گذشته کارهای من به مراتب بهتر شده و شکل گرفته . به هر حال سعی شده که بهتر از کارهای قبلی باشه ، خوب به طبع حضور مهشید خانوم خیلی به این مسائل کمک می کنه . من بسیار بسیار متشکرم از مهشید خانوم و دستشون درد نکنه .

 

- نظرتون در مورد فرهاد مهراد چی هست ؟

 ابی : اینو می تونم بگم که من خوانندگی رو در کنار ایشون یاد گرفتم . هر موقع از من سوال شده که خواننده ی مورد علاقه ی شما چه کسی هست ، همیشه گفتم فرهاد مهراد که روحش شاد . در سه ، چهار سال کوچینی که در کنار ایشون کار می کردم ، واقعا از ایشون چیزهای بسیار زیبایی یاد گرفتم . یاد گرفتم خواننده ای باشم مثل خودش ، بدون هیچ تکبری ، بدون هیچ غروری ، خوانندگی رو به عنوان یک عشق انتخاب کنم در زندگیم . اینها رو از فرهاد یاد گرفتم . می تونم بگم نبودنش ، لطمه ی بسیار بسیار بزرگی ست به ترانه ی نوین ایران ، روحش شاد .

 

نیما : من دوست داشتم که برای ترانه های قدیمی تر تون هم موزیک ویدئو ساخته بشه . ترانه هایی مثل هزار و یک شب ، آبی یا آلبوم ستاره های سربی . امکان این کار وجود داره؟ در مورد موزیک ویدئوی درخت هم که چندان خوب ساخته نشد توسط آقای کوجی ، اگه میشه توضیح بدید ؟

 ابی : موزیک ویدئو درست کردن ، جوری که من دوست دارم مخارج نسبتا زیادی داره . آهنگهای قدیمی رو به خصوص اگر بخوایم که یک ویدئو روش بسازیم یه کم سخته ، چون آدم بیشتر تو این فکر هست که برای آهنگ های تازه ویدئو بسازه . به هر حال با هزینه های کم هم میشه ویدئو ساخت ، اما اون ویدئو از نظر من ویدئوی جالبی نخواهد بود . مثلا درخت رو شما گفتی ، درخت کاری بود که من خودم درش دخالت نداشتم متاسفانه . دوستان گاهی لطفی می کنند ، از جمله آقای کوجی .ایشون لطفی کرده بودند و یه مقداری تصویر از من گرفته بودن و بعد خودشون باقی تصاویر رو اضافه کردن ، زمانی که من در مسافرت اروپا بودم ، ایشون این کار رو ساختن و دستشون هم درد نکنه . ولی اصولا ویدئو سازی کار ساده ای نیست ، ویدئو هم باید ، با خود ترانه هماهنگ باشه و تصاویر تا حدودی مفهوم ترانه رو برسونن ، مفهوم ملودی رو برسونن . بله درخت واقعا هیچ ارتباطی با ترانه اصلا نداشت . برنامه ریزی کرده بودیم که برای درخت یک موزیک ویدئوی خوب بسازیم و برآورد کردیم و به هزینه ای در حدود سی ، چهل هزار دلار نیاز داشت ، که متاسفانه این بودجه رو نداشتیم که خرج بکنیم . همون ترانه هایی هم که گاهی از من می بینید که بعضی هاش خوب هست ، هزینه های سنگینی داره که بعضی از کمپانی ها لطف می کنند و پرداخت می کنند . در ضمن جا داره همینجا دوباره از آقای مسلم منصوری تشکر بکنم که اون تصاویر مستند رو با خودشون از ایران آورده بودن که بسیار زیبا بود و در بانوی خاوری استفاده کردن . اما چشم ، سعی می کنیم روی آهنگ های قدیمی هم گاه گداری ویدئویی بسازیم ، بعضی ها رو با مخارج کمتر و کیفیت تصویری و موضوعی بهتر ، شاید بتونیم این کارها رو بکنیم .

 

- آیا مجددا قصد همکاری با آرش رو دارید ؟

 ابی : حتما یکسری از آهنگ های قدیمی رو که یک سری دوستان به اون اشاره کردن ، قرار هست که ری میکس بکنیم . قرار هست که من از آهنگ های قدیمی 10 تا 20 تاشون رو انتخاب بکنم و در اختیار آرش بگذارم . آرش پسر بسیار با سلیقه ایست ، همکار سوئدی هم داره که ایشون هم بسیار با سلیقه هست و قراره که روی این آهنگ ها دوباره کار بشه . حالا باید ببینیم که چه آهنگی رو انتخاب بکنیم که ارزش ری میکس کردن رو داشته باشه . که اون رو قراره که به اتفاق آرش بشینیم و انتخاب بکنیم و احتمالا یک آلبوم 6 یا 8 آهنگی به این شکل رو به بازار بدیم .

 

- در مورد کنسرت گیبسون آمفی تیاتر ، در 22 جولای توضیح بدید ؟

 ابی : برنامه ی 22 جولای رو متاسفانه کمپانی کنسرتو یک مقداری به من دیر تاریخ دادن . در واقع من در سفر بودم و دسترسی به من مشکل بود و این دوستان بدون هماهنگی تبلیغات رو شروع کردن . زمانی که من فهمیدم بهشون گفتم که کنسرت لوس آنجلس خودش ، دو ماهی به زمان و آمادگی نیاز داره . چون کنسرت های لوس آنجلس رو معمولا با ارکستر بزرگتر اجرا می کنم و گاهی با ارکستر سمفونیک سی ، چهل نفره اجرا می کنم و گاهی سازهای بادی اضافه می کنم . من از این دوستان خواهش کردم که این تاریح رو فعلا متوقف بکنن و کنسرت رو بگذارن برای وقتی دیگه ، که به دوستان اعلام میشه .

 

- چرا کنسرت ها ویدئو نمیشه ؟

 ابی : به دلیل اینکه سالن هایی که ما باهاشون کار می کنیم در آمریکا ، یکسری قوانین بسیار سفت و سختی دارن . مثلا اگر ما بخواهیم یک کنسرت رو ویدئو بگیریم ، با یک دوربین و دو دوربین ، کار زیبا و قشنگ در نمی یاد و حداقل به شش ، هفت دوربین نیاز هست . در ضمن در همون زمان اجرا باید صدابرداری بشه ، باید استودیو یا واحد سیار بیارن که کارگردان در خارج سالن بتونه در همون لحظه ادیت بکنه صحنه هایی رو که می خواد و بعد باید استودیوی صدای 24 ترک و یا 48 ترک باید همون موقع بیاد و بعد ما اونها ببریم که روشون کار بکنیم . غیر از این چون اینها ، سالن های اتحادیه هست ، برای گرفتن یک ویدئو هفتاد تا هشتاد هزار دلار مخارج بر می داره و چون بازار فروش دی وی دی در موزیک ایرانی اصلا قابل توجه نیست ، رو این حساب کمپانی ها یا کنسرت گذار ها براشون پرداخت این مبلغ مشکل هست . من10 ، 12 سال پیش این کار رو کردم ، در حالی که اون سالن در اون زمان اینقدر سختگیر نبود ولی الان بسیار سختگیری می کنند . شاید در آینده بتونم یک برنامه ای رو خودم ضیط بکنم . بیشتر از سازهای آکوستیک استفاده بکنم برای یک برنامه ی زنده و یک ویدئو بگیرم .

 

مزدا : زمان انتشار آلبوم بعدی کی هست و چطور میشه که آلبوم مثلا سه سال طول نکشه و زودتر به دست ما برسه؟

 ابی : البته ، هنوز بگذارید آلبوم حسرت پرواز کار خودش رو بکنه . چون یک آلبوم تا بخواد جا بیفته ، سه چهار ماه وقت لازم داره . ولی سه سال ، کارمون طول نخواهد کشید . سعی می کنیم که یک سال ، یک سال و نیم دیگه آلبوم رو حاضر داشته باشم.

 

- در مورد ترانه ی روستایی توضیح بدید ؟

 این دوستمون باید آدم خوش سلیقه ای باشن . من زمانی که در فرهنگ و هنر کار می کردم ، فکر می کنم سال 1970 بود ، این آهنگ رو توسط ارکستر جاز – فولکلوریک آقای محمد اوشال ، موزیسین فوق العاده ی مملکتمون ، اجرا می کردیم . کار بسیار زیبایی ست از ایرج عزیز .

 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

به تماشای زمستان ، چه کسی می آید ؟

 

-  آرزوی شما چیست ؟

 ابی : بزرگترین آرزوی من ، غیر از سلامتی دوستان و خودم و خانواده م ، اومدن من به ایران و خوندن برای شما هاست .

 

-  احمد فتاحی : آیا دوباره با آقای داریوش همکاری می کنید ؟

 والا ، بهترین کار همکاری با هنرمندان خودی هست .  من این کار رو بسیار دوست دارم و مایلم که این کار انجام بشه . ولی متاسفانه ، اوقات کاری من و آقای داریوش هیچ وقت با هم چفت نمی شه . ولی برای این کار باید از یک سال ، یک سال و نیم قبل یک هماهنگی بشه که متاسفانه هنوز این فرصت پیش نیومده و فرصت نشده که در کنار هم بشینیم و یک زمان رو معین بکنیم .

در ضمن من دوست دارم اگر زمانی قرار باشه با دوست خوب و همکار گرامی ، آقای داریوش همکاری کنیم  ، یک آلبوم دو صدا قبل از کنسرت با هم داشته باشیم ، مثل نون و پنیر و سبزی . دوست دارم که همچین کاری صورت بگیره و بعد زمینه ی کنسرت رو داشته باشیم .

 

-  در مورد همکاری مجددتون با آقای سرفراز صحبت کنید ؟ آیا این همکاری ممکنه که دوباره تکرار بشه ؟ 

ابی : صد در صد ، ولی متاسفانه خود آقای اردلان سرفراز یه مقداری کم کار شدن . دلیلش رو واقعا نمی دونم . شاید ترجیح دادن که یه مقداری از دنیای ترانه دور باشن . ایشون یکی از پایه گذاران ترانه ی نوین هست و من افتخار می کنم از اینکه شانس این رو داشتم که کارهای زیبا و قشنگ این ترانه سرا ارزشمند رو اجرا بکنم .

ولی امیدوارم که در فاصله ی نه چندان دور با ایشون همکاری بکنم ، اگر خودشون کار دیگری در دست نداشته باشن . به طبع همه ی ما خوشحال می شیم که از آقای سرفراز ترانه ای بخونیم ، چه من و چه آقای داریوش و چه دیگر دوستان . ایشون خودشون مدتی به دلایلی کمتر کار کردن . فکر می کنم ایشون در حال نوشتن کتابی هستن و بیشتر وقتشون رو روی موضوع دیگه ای گذاشتن .

 

- در مورد ترانه ی پریا میشه توضیح بدید ؟

 در مورد ترانه ی پریا ، کار زنده یاد شاملو . والا این جریانش بسیار مفصله . کارهایی که در دست شما در ایرانه ، کارهایی ست که بلای آلبوم حسرت پرواز به سرشون اومد و با کیفیت بد و نیمه کاره سر از تهران در آورد .

البته دلیل این که این کار کامل و منتشر نشد این بود ، من سعی می کنم حقیقت رو بگم . اختلاف سلیقه ای بود با هنرمند عزیز آقای منفرد زاده . ایشون می خواستن این آهنگ ها رو با تنظیم های خودشون اجرا بکنن ، هر چند که تنظیم های ایشون بسیار زیبا و قشنگ هستن ، اما به نظر من در موسیقی امروز و با تکنولوژی امروز ، تنظیم های ایشون هیچ نوع ارتباطی نداشت . برای همین خیلی دوستانه به من گفتن : اگر میل دارین این آهنگ رو با تنظیم خودم اجرا بکنبد . که من متاسفانه نتونسیتم این کار رو بکنم و کارها در بایگانی موند . ممکن هست که روزی اگه امکانش باشه این آهنگ ها رو که دارم و می تونم روشون کار کنم رو به سراغش برم .

 

- مجید بیدار : امسال تابستون در ترکیه برنامه دارید ؟ آیا شما این وبلاگ های دوستان رو که توی این سال ها دوستان نوشتن در مورد شما دیدید ؟ اگه دیدید نظرتون رو بگید ؟

 ابی : امشب شروع کار اینترنت من هست . من به دوستان قول دادم که بتونیم چند وقت یکبار دور هم بشینیم و با هم گپ بزنیم . دلیل بعدی عدم حضور من ، گرفتاری های کاری هست . همونطور که می دونید من مدام در سفرم . اول صحبتم گفتم هنوز ناشی ام در مورد کامپیوتر و اینترنت و چت کردن ، ولی بسیار خوشحالم که امشب نشستید و به حرف های من گوش می دید .

در مورد برنامه ی ترکیه ، قرار هست که تا دو ، سه هفته ی دیگه به من خبر بدن . هر خبری شد من از حمید جان و پویان جان می خوام که در سایت بگذارن تا همه با خبر بشن .

 

- چگونه به شوبرت اعتماد کردید و صدای خودتون و آثار ایرج جنتی عطایی و زویا زاکاریان رو به ایشون سپردید ؟

 ابی : شوبرت برای من موزیسین ناشناسی نبود ، اما بیشتر سبک کارش آهنگ های تند و شش و هشت بود و با خواننده های دیگر کار می کرد . اما من همیشه این توانایی رو در شوبرت سراغ داشتم در تنظیم و ساخت موسیقی . به همین دلیل با هم صحبت کردیم با هم ، و ایشون هم با جون و دل پذیرفت و ما این کار رو شروع کردیم . شما کاملا حق دارید ، چون اعتماد داشتن بسیار مهم هست در زمینه ی کار آهنگسازی . و من کاملا می دونستم که شوبرت در کمال زیبایی از عهده ی کار برمیاد ، همونطور که واقعا هم اومد .

 

- علی شیخ الاسلامی : علت همکاریتون با آرش چی بود ، چون سن ایشون تقریبا نصف سن شماست . آیا از این همکاری کاملا راضی هستید ؟ 

ابی : مسائل سنی که برای من مهم نیست . جوان های این دوره با موسیقی این دوره آشنایی کامل دارند . اما همکاری من با آرش اینطور بود که ایشون لطف کنن و برای من یکسری از کارهای قدیمی رو ری میکس بکنن ، که اولین کار همین " بگو ای یار ، بگو " بود ، از کارهای زیبای آقای فرید زلاند و آقای اردلان سرفراز . که ایشون این کار رو کردن و من این آهنگ رو خوندم تا باقی کارها آماده بشه . بعد از مدتی ایشون از من خواستن که قسمتی از این آهنگ رو بخونن و در آلبوم خودشون منتشر کنن و من با کمال میل این کار رو انجام دادم و از اینجا آشنایی من با آرش عزیز شروع شد . آرش بسیار جوان با استعدادیست در قسمت ساختن ملودی . شعرهاش برای من کارهای زیبایی نیست ، ولی برای خودش هست . در ضمن آرش بیشتر برای بازار غیر ایرانی کار می کنه تا بازار ایرانی . حالا ممکنه با همون واژه هایی که خودش استفاده می کنه در بسیاری جاها مورد توجه بوده و موسیقیش هم موسیقی پر تحرک و زیباییست . خوب برای من هم ، همکاری با ایشون که وارد هستن به این موسیقی جدید بسیار خوب و جالب هست .

 آشنایی با ترانه سرایان داخل کشور ، به خصوص آقای یغما گلرویی دارید ؟

 ابی :  من شانس این رو نداشتم که از آقای گلرویی ترانه ای بخونم ، ولی ایشون ترانه سرای بسیار بسیار قابل و خوبی هستن . از چند ترانه سرا که متاسفانه اسمشون رو فراموش کردم ، چند کار دیدم که بینهایت کارهای زیبایی بودن . بسیار خوشحال می شم که با ترانه سراهای داخل ایران همکاری داشته باشم . شاید همین برنامه و امثال این برنامه این شانس رو به من بده که آشنا بشم با دوستان ترانه سرا در ایران .

 

- آیا شما وبلاگ شخصی برای خودتون دارید ؟ 

ابی : والا همونطور که گفتم کامپیوتر و اینترنت برای من بسیار چیز تازه ایست . و من وبلاگی از خودم ندارم ، تمام آن چیزی که از خودم در اینترنت دارم ، چیزهایی ست که دوستان خوبم زحمتش رو کشیدن ، حمید و پویان عزیز . حالا از پویان کمک خواهم گرفت برای وبلاگ و چیزهای دیگه .

 

- مهسا : از طرف خودم و بانوان ایرانی از شما تشکر می کنم که این غرور مردانه ی ایرانی رو زیر پا گذاشتین و قصه ی حوا رو به باد سپردین و ترانه ی زیبای بانوی خاوری رو به بانوان ایرانی تقدیم کردید .

 ابی :  بسیار خوشحالم که این آهنگ مورد توجه ایشون و دوستانشون قرار گرفته . غروری نیست ، من کار به خصوصی انجام ندادم . من فکر می کنم در این مسئله ، خانم ها به کمک آقایون نیاز دارن و چقدر خوب می شد که همه ی مردها می تونستن قصه ی حوا رو به باد بسپرن و چه اجتماعی می شد اون اجتماع .

در آینده هم کارهایی با این مضامین خواهم داشت ، چون فکر می کنم یک وظیفه هست و بسیار هم خوشحالم . اینجا غروری از من پایمال نشده ، وظیفه ای بوده که انجام شده و هر موقع هم که فرصتش برسه این کار رو دوباره تکرار می کنم .

 

- قصد این رو ندارید که کارهای قدیمی تون رو که کمتر در بازار هست ، دوباره به بازار ارائه بدید ؟

 ابی : چرا آهنگ های بسیاری رو برای تجدید ساختار موسیقی شون در نظر دارم ، که با شکلی مدرنتر و نوتر ضبطشون کنم . بعضی از آهنگ ها با اینکه همه چیزش درست بود ، برای اون زمانه شاید زود بود ، یا دیر بود ، می خوام اونها رو دوباره ضبطشون رو تجدید کنم. به هر حال اخبار خوبی دارم در چند ماه آینده که به گوش نازنینتون می رسونم .

با تشکر از وب سایت http://www.khaakestari.com خانه ای برای عاشقان ترانه و صدا  منتظر نظرات شما هستیم



زمان ثبت : پنجشنبه 15 آذر ماه سال 1386 در ساعت 4:30 PM
نویسنده : دکتر محمود کفعمی     موضوع : پیام های اقای صدا ابی
عنوان : پیام تسلیت ابی به مناسبت درگذشت بانو مهستی

پیام تسلیت ابی به مناسبت درگذشت

بانو

مهستی

کوچ دوباره ی یک آوازخوان 

با نهایت تاثر و تاسف، و قلبی غمگین، بار دیگر کوچ یک هنرمند و آوازخوان قدیمی را، در غربت و دوری ای سنگین به نظاره نشستیم. این بار نوبت وداع نابهنگام خانم "مهستی"، بانوی آواز ایران در فرسنگ ها فاصله از خاک مادری اش بود . این ضایعه ی اندوه برانگیز را به جامعه ی هنری ایران و تمامی مردم و دوستداران ایشان تسلیت می گوییم.

 از طرف ابراهیم حامدی و تمامی دوستداران ایشان



زمان ثبت : سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 در ساعت 4:35 PM
نویسنده : دکتر محمود کفعمی     موضوع : پیام های اقای صدا ابی
عنوان : پیام تسلیت به مناسبت اولین سالروز هجرت بابک بیات

نویسنده : ابراهیم حامدی ( ابی )

 

 

 

یک سال از هجرت بابک عزیزم گذشت.

هنرمندی که یکسری از بهترین و جاودانه ترین ملودیها و تنظیمهای موسیقی پاپ و کارنامه هنری من به نام او ثبت شده ا ند.

چه زود میگذرد ایام روزگار و چه تلخ دیو هفت سر دنیا هر روز یکی از ما را به مسلخ مرگ رهسپار میکند.

انگار همین دیروز بود که با ایرج و بابک ، تپش و خورجین و خاکستری را زمزمه میکردیم....

از این طریق ، اولین سالروز هجرت بابک بیات عزیز را به خانواده محترمش ، هنرمندان متعهد و تمامی دوستداران ترانه نوین ایران زمین تسلیت عرض میکنم.

ابراهیم حامدی

November 25 , 2007

 




border="0" ALT="Google" align="absmiddle">

[blogtitle]