نویسنده : دکتر محمود کفعمی موضوع : درباره اقای صدا ابی
عنوان : از عطش تا عطش با آقای صدای ایران
![]() |
![]() |
![]() |
سلام به همه دوستان عزیز خوبید امید وارم خوش باشید امروز یک مطلب جالب و خواندنی رو در خاکستری دیدم گفتم شما هم بخونید امید وارم لذت ببرید با تشکر از مزدا موسی زاده
آغازش عطش بود و پایانش ناپیدا ‚ او هنوز سرشار عطش است ‚ عطشی بی پایان که رسمش تشنه ماندن بر لب چشمه هاست هرچند که در آن چشمه آب زمزم در التهاب باشد زیرا که تشنه و مؤمن به تشنه ماندن غرور اسم دیارش است ‚ او از دیاری می آید که سرای همیشه تشنگان علم و معرفت و هنر و عرفان است ‚ آری او از خاک پاک ایران زمین ریشه گرفته و تا به امروز ایرانی بودنش را در هر کجای دنیا با غرور فریاد کرده است . او با تکیه بر صدایی یگانه و زیبا ‚ تکنیک بالای خواندن و احساس فوق العاده خود بر رفیعترین قله های خوانندگی ایستاد و با همکاری بزرگان ترانه و ملودی و تنظیم ‚ آثاری را خلق کرد که زمان و مکانی نمیشناسند ‚ آثاری که لحظه های همدیارانش را همراهی میکنند و در عشق و اعتراض و غم و شادی آنان شریک میگردند. امید وارم لذت برده باشید فعلا بای نظر فراموش نشه
او ‚ ابراهیم حامدی ‚ صدای رسای قوم آریا ست ‚ صدایی که نقاش بهترین ترانه های ترانه سرایان و شاعران بزرگی چون ایرج جنتی عطایی ‚ اردلان سرفراز ‚ شهیار قنبری ‚ زویا زاکاریان ‚ فرهاد شیبانی ‚ منصور تهرانی‚ لیلا کسری و حضرت مولانا بر پرده ملودی های ناب هنرمندانی چون بابک بیات ‚واروژان‚ سیاوش قمیشی‚ فرید زلاند ‚ آندرانیک ‚ محمد شمس ‚ حسن شماعیزاده‚ اسفندیار منفردزاده ‚ تورج شعبان خانی ‚ منوچهر چشم آذر و شوبرت آواکیان میباشد.
ظهور ابی در جهان موسیقی پاپ ایران نوید ظهور نگرش و سبکی دیگر را در موسیقی می داد که به حق همینگونه نیز شد و او سبکی را در خواندن به نام خود ثبت کرد که تا به امروز بسیارانی به پیروی از سبک و شیوه خواندن او پا به عرصه خوانندگی گذاشته اند .

از” عطش” شروع کرد و در” شب” طلوع خود را دید و با ارائه آثاری چون خورجین ‚ خاتون ‚ شبزده ‚ خاکستری ‚ پوست شیر ‚ پیچک ‚ غربت ‚ شب مرد تنها و دهها اثر دیگر ‚ به یکی از بهترین های پیش از انقلاب تبدیل شد ‚ اجراهای زنده پیش از انقلابش که عموما در کاباره ها بود حیرت شنوندگان را بر می انگیخت به طوری که به گواه بسیارانی ابی از معدود خوانندگانی بود که پس از قطع شدن برق کاباره بدون میکروفون به خواندنش ادامه میداد ( مرحوم فرهاد و مرحوم هایده نیز از این دست خوانندگان بودند ) .
پس از انقلاب ‚ ابی همچنان با دیدی متعهدانه چون قبل با وجود تمام سختیهای غربت به کار هنری خود ادامه داد . او همچنان با دوستان هنرمندی که چون او به دیار غربت کوچ کرده بودند به خلق آثاری پرداخت که به جرات ناب ترینهای موسیقی پاپ پس از انقلاب می باشند. آثاری که بی پروا عشق و اعتراض را به گوش هر ایرانی می رسانند و زیر لبها زمزمه میشوند . شاهکارهایی چون خلیج فارس ‚ ستاره های سربی ‚کوه یخ ‚ گریه نکن ‚ محتاج ‚ عطر تو ‚ خانه سرخ است ‚ ای یار بگو ‚ هزار و یکشب ‚ درخت ‚ صدام کردی ‚آبی ‚خورشید خانوم ‚ پروانه ای در مشت ‚شبگریه ‚ ستاره دنباله دار‚ طلوع کن و دهها آهنگ دیگر حاصل سالهای غربت ابی و همکارانش میباشد .
به طور قطع ابی یکی از درخشانترین کارنامه های هنری را در عرصه موسیقی پاپ این مرزو بوم به نام خود ثبت کرده است . به گفته خود او‚ در این مسیر( و در سالهای ابتدایی غربت در آلبومهایی چون کوه یخ و با تو) چند اشتباه نیز داشته و ترانه هایی را اجرا کرده که در خور چنین کارنامه ای نبوده اند . اگرچه همین دو سه ترانه نیز مورد استقبال گسترده عامه مردم قرار گرفتند و پس از گذشت سالها هنوز مردم توجه خاصی به آنها نشان میدهند اما از دید کسانی که ترانه و موسیقی را حرفه ای تر و با تامل بیشتری پیگیری میکنند این چند کار به خصوص از دید ترانه مورد پذیرش از طرف ابی نبوده و نیستند.
به هر حال این دو سه ترانه و جو حاکم بر موسیقی آن دوره خاص باعث نشد تا ابی همانند بسیارانی دیگر از راه درست و متعهدانه خود که از پیش از انقلاب آن را دنبال کرده بود منحرف شود ‚ او با ارائه آلبومهایی چون خلیج ‚معلم بد ‚ ستاره های سربی ‚ اتل متل ‚ عطر تو ‚ طلوع کن ‚ شب نیلوفری و حسرت پرواز بیش از هر هنرمند دیگری تعهد خود را به ترانه نوین این مرز و بوم به اثبات رساند.
اما امروز ! امروز نیز ابی سرشار عطش است ‚ اما عطش او رنگی دیگر دارد‚ رنگی که با خود کوله باری از تجربه و وسواس را به همراه دارد ‚ رنگی که شاید دوستان قدیمی اش را نیز برنجاند . او به خوبی میداند که مخاطبانش یک ملت زخم خورده اند که در سخت ترین شرایط با مشکلات تحمیلی دست و پنجه نرم میکنند ‚ او میداند که صدای دانشجویان یک کشور شدن چه مسئولیت خطیری است ‚ او میداند که پیر و جوان و میانسال مملکت زخم خورده اش به دنبال خوشگلا باید برقصن ها نیستند ‚ او میداند ادبیات کشوری که مولانا و حافظ فرمانده هانش بوده اند در خور ترانه های تیپا خورده و جاهلانه امروز نیست و در آخر او میداند که یک قوم بزرگ در انتظار شنیدن تازه هایش هستند و هر لحظه چون خود او پیگیر و دلواپس کارهایش ‚ آری او همه این ها را میداند و همینهاست که او را بسیار محتاط تر از قبل کرده و بار مسئولیت را بر دوشش سنگین تر.
ابی امروز همانند نقاش ماهری است که در پی کشیدن بهترین تصویر زندگی اش است ‚ برای او هیچ چیز با ارزش تر و مهمتر از کشیدن این نقاشی نیست و برای رسیدن به این تصویر از تمام ذوق و مهارت و تجربه اش استفاده خواهد کرد. او برای پایان کارنامه پر بار هنری اش به دنبال بهترین آثار ترانه و ملودی و تنظیم است تا با ارائه چند اثر جاویدان دیگر بهترین پایان را برای سیر هنری اش برگزیند.
آری ‚ آغازش عطش بود و پایانش نیز عطش خواهد بود . با آرزوی سلامتی برای ابی عزیز و دیگر هنرمندان متعهد ایران زمین .