مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : یکشنبه 9 تیر ماه سال 1387 در ساعت 8:43 PM
نویسنده : دکتر محمود کفعمی     موضوع : درباره اقای صدا ابی
عنوان : پیچک

با عرض سلام خدمت همه دوستان و عزیزان امروز به تحلیل و برسی اهنگ زیبا پیچک می پردازیم این اثر بسیار زیبا با صدا اقای صدا ابی و به قلم شرمین شجره  هست و با مولودی یا اهنگ سازی سیاوش قمیشی که اولین همکاری مشترک ابی و سیاوش قمیشی هست که ابی این اهنگ را همرا با اهنگ خالی در فیلم بوی گندم اجرا کرد هست که از این اهنگ زیبا بسیاری از عزیزان خطرهای دارند و در میان دوست داران موسیقی و هنر دوستان جای خوب و به یاد ماندنی پیدا کرده هست این اثر قدیمی مربوط به بیش از 25 سال پیش بر می گردد که اهنگ سوم آلبوم شب زده هست شاعر در این سروده به توصیف عشقی از دست رفته می پردازد که در بند آرزوهای هست که غیر ممکن هست و غم از دست دادن عشق بسیار سخت و غیر باور هست

 حالا دیگه تو رو داشتن خیاله
دل اسیر آرزوهای محاله
غبار پشت شیشه میگه رفتی
ولی هنوز دلم باور نداره

و به وصف زندگی فلاکت بار و سخت یک عاشق که مشوق خود را از دست داده است می پردازد   چشم های که در این غم روز و شب گریه می کند  را به آسمان بارانی وصف کرده  که در این غم بزرگ و  صبور مانده هست و آرزو بودن یار را دارد  

حالا راه تو دوره
دل من چه صبوره
کاشکی بودی و می دیدی
زندگیم چه سوت و کوره

آسمون از غم دوریت
حالا روز و شب می باره
دیگه تو ذهن خیا بون
منو تنها جا می ذاره

که خاطره های این عشق از دست رفته را همانند یک پیچک که تمام وجودش را در بر گرفته و با او زندگی می کند و قسمتی از زندگی او هست وصف می کند که دل به خلوت مشوق یا عشق خود با خود بسته هست و در نا امیدی و تاریکی به امید تکرار روزها و خاطرهای هست که با مشوق و عشق خود داشته

 خاطره مثل یه پیچک
می پیچه رو تن خسته م
دیگه حرفی که ندارم
دل به خلوت تو بستم

امیدوارم مورد پسند واقع شده باشد 

اولین همکاری ابی و سیاوش قمیشی

استقاده ازمطالب فقط با ذکر نام وبلاگ مجاز می باشد

 



زمان ثبت : سه شنبه 21 خرداد ماه سال 1387 در ساعت 9:06 PM
نویسنده : دکتر محمود کفعمی     موضوع : درباره اقای صدا ابی
عنوان : میلاد صدا

سلام به همه شما دوستان عزیز امید وارم خوب و سالم  باشید  

 

میلاد صدا بر همه عاشقان این آوازه خوان بزرگ مبارک و فرخنده باد 

یاد آوری: ابراهیم حامدی  در ۲۹ خرداد  ۱۳۲۸ در تهران بدنیا  امد   همانطور  که می دانید  شما می توانید برای مطالعه  بیشتر  در این زمینه  به بخش بیوگرافی  آقای صدا ابی مشاهده کنید

اگر میشد در برگه های تقویم روزی را  ” روز صدا ” نامید ،بی شک آن روز میبایست بیست و نهم خرداد می بود. روزی که خداوند صدایی را به امانت نزد ایرانیان سپرد تا فریاد در گلو خفته شان را با صدای او نعره کنند و در اوج عشق و اعتراض و حقیقت جویی با صدای او همراه شوند 

صدای یکتا سورا قلب جهانیان  آواز خوانی که  با صدایش اشک و شادی را مهمان  خانه دلهایمان کرده و مایه  افتخار هر ایرانی به داشتن چنین اوازه خوانی هست

با تو و صدای تو عشق و وطن و حقیقت را سالهاست که معنا میکنیم ،اشک می ریزیم و بغض می ترکانیم ،دل می دهیم و دلبر میشویم ،صدا میشویم و پرواز میکنیم ،هم- نبض خرمشهر  و بم وخلیج تا ابد فارس میشویم  ،شاد میشویم و میرقصیم  و در این میانه ی  بی پناهی به قول ایرج جنتی عطایی  زمزمه میکنیم که :

 ” پناهی نیست جز آواز ”

ابی جان 

دوست دارم یه عالمه                   هرچی بگم بازم کمه

دوست دارم یک آسمون 

دوست دارم قطار قطار                خزونمو  کردی بهار

دوست دارم دیوونه وار

نفس نفس تو سینه ام             عطر نفس های شماس

اگر که قابل بدونین                   خونه ی دل جای شماس

 

من یک چند تا عکس برای این سالروز بزرگ اماده کردام امید وارم خوشتون بیاد

از دریچه این  وبلاگ سالروز میلاد آقای صدا را به همه هنرمندان و هنردوستان  و همه عاشقان این صدا  تبریک عرض کرده ، برایش تندرستی و سلامتی را آرزو دارم.

ابراهیم حامدی (ابی) جان تولدت مبارک  

 استقاده ازمطالب فقط با ذکر نام وبلاگ مجاز می باشد

 



زمان ثبت : شنبه 28 اردیبهشت ماه سال 1387 در ساعت 10:14 AM
نویسنده : دکتر محمود کفعمی     موضوع : درباره اقای صدا ابی
عنوان : تحمل کن

سلام به همه دوستان عزیز  حیف ام امد  این عکس زیبا رو برای شما دوستان عزیز نگذارم

امروز به تحلیل اهنگ زیبا و اثر زیبا ابی همکاران اش هست رو می زارم که خودم خیلی دوستش دارم مال البوم شب نیلوفری به نام تحمل کن

تحمل کن ترانه ای ست فاخر از ایرج جنتی عطایی که با توجه به ناب بودن سوژه اش تا مدتها می تواند مانور خود را در ذهن پی گیران حرفه ای ترانه ادامه دهد. عاشقانه ای ملتمسانه که اینبار موضوعش چیز دیگریست. در این ترانه عاشق از معشوقش می خواهد او را همانگونه که هست باور کرده و تحمل کند ، بی آلایش و بی نقاب و البته دلسرد !. سیاوش قمیشی به زیبایی هرچه تمامتر  آهنگ این ترانه را می سازد و استیو مک کروم آن را تنظیم می کند. ابی نیز با صدای رسایش آن را خوانده و در قالب آلبوم شب نیلوفری آن را منتشر می کند.

. به راستی که این ترانه اقیانوسی است از احساس ، که ایرج جنتی عطایی توانسته در قالب واژه ها آن را بیان کند. ترکیب های بی نظیر و شگرف ، فضا سازی زیبا از آنچه اتفاق افتاده است و می افتد و تاثیر گذاری فوق العاده از مشخصه های این ترانه است.

ترانه با بیان اعترافات عاشق در عشقش شروع می شود، اعترافاتی که نشان می دهد او برای معشوقش کم بوده است :

 

تحمل کن عزیز دل شکسته

تحمل کن به پای شمع خاموش

تحمل کن کنار گریه ی من

به یاد دلخوشی های فراموش

 

ترانه سرا به زیبایی ترکیب "دل شکسته" را به معشوق و "شمع خاموش" را به عاشق منتسب می کند و با بیان گریه و اشک های عاشق و دلخوشی های گذشته فضا - فضایی که در آن عاشق در گرداب دوری از معشوقش قرار گرفته و در این اتفاق خود را مقصر می داند - را برای شنونده فراهم می کند. فضایی که پر از غم دوری و فقر احساس در زمان حال است. با بیان این مقدمه ، ترانه سرا به ادامه ی ترانه می رود :

 

جهان کوچک من از تو زیباست

هنوز از عطر لبخند تو سرمست

واسه تکرار اسم ساده ی توست

صدایی از من عاشق اگر هست

 

در این بند ، راوی از زبان عاشق ، دلبستگی هایش به معشوق را بیان می کند و به او اعلام می دارد که تمام زندگی خود را از او داشته و هنوز هم برای تکرار کردن و بردن نام اوست که اینگونه لب به اعتراف در مقابل او گشوده است. نام معشوق برای عاشق داستان ، زیباترین نام  است که باعث   می شود به واسطه ی آن ، او را هیچ وقت از یاد نبرد.

استادانه ترین قسمت این ترانه ترجیع بند آن می باشد :

 

منو نسپار به فصل رفته ی عشق

نذار کم شم من از آینده ی تو

به من فرصت بده گم شم دوباره

توی آغوش بخشاینده ی تو

 

به من فرصت بده برگردم از من

به تو برگردم و یار تو باشم

به من فرصت بده باز از سر نو

دچار تو گرفتار تو باشم

 

اگر دو بند اول ترانه را مقدمه ی آن بدانیم در اینجاست که موضوع اصلی بیشتر خود را نشان می دهد. فرد عاشق ملتمسانه از همسفر خود می خواهد که او را فراموش نکند و فرصت دیگری به او بدهد ، و شاید فرصت هایی دیگر. او هنوز به آمرزش معشوقش امیدوار است و به در آغوش گرفتن و در آغوش گرفته شدن ایمان دارد حتی اگر معشوقش صدایش را نشنود. ترکیب "برگشتن از من" نیز حاوی نکات جالبی ست. ترانه سرا توانسته با آوردن این ترکیب به روشنی نشان دهد که عاشق به راستی معترف است ، سعی دارد از گذشته اش فرار کند و همانی شود که باید باشد.

موسیقی آرام می شود  و از اوجی که ترجیع بند ترانه به آن داده بود ، رها می گردد :

 

نذار از رفتنت ویرون شه جانم

نذار از خود به خاکستر بریزم

کنار من که وا می پاشم از هم

تحمل کن ، تحمل کن عزیزم

 

به من فرصت بده رنگین کمون شم

از آغوش تو تا معراج پرواز

حدیث تازه ی عشق توام  من

به پایانم نبر، از نو بیآغاز

 

اعترافات عاشق و فرصت خواهی او به پایان می رسد. او اکنون دچار التماسی عاشقانه می شود و به خوبی خود را غرق در زیبایی های معشوقش می کند. به طوری که در خود حس  می کند با رفتن همسفرش دچار ویرانی می شود و نخواهد توانست زندگی کند. اگر هم پناهش را از دست بدهد  می سوزد و خاکستر می شود. وی همچنان از او می خواهد تحملش کند و فداکارانه در راه عشقشان قدم گذارد.

عاشق برای آخرین بار ابراز امیدواری می کند که با بخشش معشوق ، باز هم بتواند چون رنگین کمانی از آغوش یار شروع شود و به اوج ختم شود. اوجی پر از پرواز. او آغازی نو را می خواهد و شروعی دوباره را.

ایرج جنتی عطایی همچنان در عالم واژه هایش عبارات عاشقانه ی ناب می سازد. عبارات و ترکیب هایی چون "از آغوش تو تا معراج پرواز" ؛ "حدیث تازه ی عشق" ، "به خاکستر ریختن" و "رنگین کمان شدن" که هر یک گواهی است بر فضای زیبا و استادانه ی ترانه.

آهنگ با تکرار ترجیع بند به پایان می رسد و خاموش می شود.

از ترانه ی تحمل کن گفتم و سعی کردم هرآنچه از این کار می فهمم بنویسم ، در مورد موسیقی و اجرای زیبا و دلچسب این کار نیز به یک جمله بسنده می کنم چرا که علم موسیقی ام بیشتر از این کفاف نمی دهد تا در این مورد ریز شوم. آن جمله این است :

امید وارم خوش تون امیده باشه باز دباره میام بخاطره تخیر ۱ ماه مرا ببخشید

 

 



زمان ثبت : پنجشنبه 9 اسفند ماه سال 1386 در ساعت 07:33 AM
نویسنده : دکتر محمود کفعمی     موضوع : درباره اقای صدا ابی
عنوان : از عطش تا عطش با آقای صدای ایران

سلام به همه دوستان عزیز خوبید امید وارم خوش باشید امروز یک مطلب جالب و خواندنی رو در خاکستری دیدم گفتم  شما هم بخونید امید وارم لذت ببرید با تشکر از مزدا موسی زاده

 

آغازش عطش بود و پایانش ناپیدا ‚ او هنوز سرشار عطش است ‚ عطشی بی پایان که رسمش تشنه ماندن بر لب چشمه هاست هرچند که در آن چشمه آب زمزم در التهاب باشد زیرا که تشنه و مؤمن به تشنه ماندن غرور اسم دیارش است ‚ او از دیاری می آید که سرای همیشه تشنگان علم و معرفت و هنر و عرفان است ‚ آری او از خاک پاک ایران زمین ریشه گرفته و تا به امروز ایرانی بودنش را در هر کجای دنیا با غرور فریاد کرده است .

او ‚ ابراهیم حامدی ‚ صدای رسای قوم آریا ست ‚ صدایی که نقاش بهترین ترانه های ترانه سرایان و شاعران بزرگی چون ایرج جنتی عطایی ‚ اردلان سرفراز ‚ شهیار قنبری ‚ زویا زاکاریان ‚ فرهاد شیبانی ‚ منصور تهرانی‚ لیلا کسری و حضرت مولانا بر پرده ملودی های ناب هنرمندانی چون بابک بیات ‚واروژان‚ سیاوش قمیشی‚ فرید زلاند ‚ آندرانیک ‚ محمد شمس ‚ حسن شماعیزاده‚ اسفندیار منفردزاده ‚ تورج شعبان خانی ‚ منوچهر چشم آذر و شوبرت آواکیان میباشد.

ظهور ابی در جهان موسیقی پاپ ایران نوید ظهور نگرش و سبکی دیگر را در موسیقی می داد که به حق همینگونه نیز شد و او سبکی را در خواندن به نام خود ثبت کرد که تا به امروز بسیارانی به پیروی از سبک و شیوه خواندن او پا به عرصه خوانندگی گذاشته اند .

 

 او با تکیه بر صدایی یگانه و زیبا ‚ تکنیک بالای خواندن و احساس فوق العاده خود بر رفیعترین قله های خوانندگی ایستاد و با همکاری بزرگان ترانه و ملودی و تنظیم ‚ آثاری را خلق کرد که زمان و مکانی نمیشناسند ‚ آثاری که لحظه های همدیارانش را همراهی میکنند و در عشق و اعتراض و غم و شادی آنان شریک میگردند.

از” عطش” شروع کرد و در” شب” طلوع خود را دید و با ارائه آثاری چون خورجین ‚ خاتون ‚ شبزده ‚ خاکستری ‚ پوست شیر ‚ پیچک ‚ غربت ‚ شب مرد تنها و دهها اثر دیگر ‚ به یکی از بهترین های پیش از انقلاب تبدیل شد ‚ اجراهای زنده پیش از انقلابش که عموما در کاباره ها بود حیرت شنوندگان را بر می انگیخت به طوری که به گواه بسیارانی ابی از معدود خوانندگانی بود که پس از قطع شدن برق کاباره بدون میکروفون به خواندنش ادامه میداد ( مرحوم فرهاد و مرحوم هایده نیز از این دست خوانندگان بودند ) .

پس از انقلاب ‚ ابی همچنان با دیدی متعهدانه چون قبل با وجود تمام سختیهای غربت به کار هنری خود ادامه داد . او همچنان با دوستان هنرمندی که چون او به دیار غربت کوچ کرده بودند به خلق آثاری پرداخت که به جرات ناب ترینهای موسیقی پاپ پس از انقلاب می باشند. آثاری که بی پروا عشق و اعتراض را به گوش هر ایرانی می رسانند و زیر لبها زمزمه میشوند . شاهکارهایی چون خلیج فارس ‚ ستاره های سربی ‚کوه یخ ‚ گریه نکن ‚ محتاج ‚ عطر تو ‚ خانه سرخ است ‚ ای یار بگو ‚ هزار و یکشب ‚ درخت ‚ صدام کردی ‚آبی ‚خورشید خانوم ‚ پروانه ای در مشت ‚شبگریه ‚ ستاره دنباله دار‚ طلوع کن و دهها آهنگ دیگر حاصل سالهای غربت ابی و همکارانش میباشد .



به طور قطع ابی یکی از درخشانترین کارنامه های هنری را در عرصه موسیقی پاپ این مرزو بوم به نام خود ثبت کرده است . به گفته خود او‚ در این مسیر( و در سالهای ابتدایی غربت در آلبومهایی چون کوه یخ و با تو) چند اشتباه نیز داشته و ترانه هایی را اجرا کرده که در خور چنین کارنامه ای نبوده اند . اگرچه همین دو سه ترانه نیز مورد استقبال گسترده عامه مردم قرار گرفتند و پس از گذشت سالها هنوز مردم توجه خاصی به آنها نشان میدهند اما از دید کسانی که ترانه و موسیقی را حرفه ای تر و با تامل بیشتری پیگیری میکنند این چند کار به خصوص از دید ترانه مورد پذیرش از طرف ابی نبوده و نیستند.
به هر حال این دو سه ترانه و جو حاکم بر موسیقی آن دوره خاص باعث نشد تا ابی همانند بسیارانی دیگر از راه درست و متعهدانه خود که از پیش از انقلاب آن را دنبال کرده بود منحرف شود ‚ او با ارائه آلبومهایی چون خلیج ‚معلم بد ‚ ستاره های سربی ‚ اتل متل ‚ عطر تو ‚ طلوع کن ‚ شب نیلوفری و حسرت پرواز بیش از هر هنرمند دیگری تعهد خود را به ترانه نوین این مرز و بوم به اثبات رساند.

اما امروز ! امروز نیز ابی سرشار عطش است ‚ اما عطش او رنگی دیگر دارد‚ رنگی که با خود کوله باری از تجربه و وسواس را به همراه دارد ‚ رنگی که شاید دوستان قدیمی اش را نیز برنجاند . او به خوبی میداند که مخاطبانش یک ملت زخم خورده اند که در سخت ترین شرایط با مشکلات تحمیلی دست و پنجه نرم میکنند ‚ او میداند که صدای دانشجویان یک کشور شدن چه مسئولیت خطیری است ‚ او میداند که پیر و جوان و میانسال مملکت زخم خورده اش به دنبال خوشگلا باید برقصن ها نیستند ‚ او میداند ادبیات کشوری که مولانا و حافظ فرمانده هانش بوده اند در خور ترانه های تیپا خورده و جاهلانه امروز نیست و در آخر او میداند که یک قوم بزرگ در انتظار شنیدن تازه هایش هستند و هر لحظه چون خود او پیگیر و دلواپس کارهایش ‚ آری او همه این ها را میداند و همینهاست که او را بسیار محتاط تر از قبل کرده و بار مسئولیت را بر دوشش سنگین تر.

ابی امروز همانند نقاش ماهری است که در پی کشیدن بهترین تصویر زندگی اش است ‚ برای او هیچ چیز با ارزش تر و مهمتر از کشیدن این نقاشی نیست و برای رسیدن به این تصویر از تمام ذوق و مهارت و تجربه اش استفاده خواهد کرد. او برای پایان کارنامه پر بار هنری اش به دنبال بهترین آثار ترانه و ملودی و تنظیم است تا با ارائه چند اثر جاویدان دیگر بهترین پایان را برای سیر هنری اش برگزیند.

آری ‚ آغازش عطش بود و پایانش نیز عطش خواهد بود . با آرزوی سلامتی برای ابی عزیز و دیگر هنرمندان متعهد ایران زمین .

امید وارم لذت برده باشید فعلا بای نظر فراموش نشه



   1      2      3    >>


border="0" ALT="Google" align="absmiddle">

[blogtitle]